تبليغاتX
مکنونات
ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه...

  روزهای آخر شهریور ماه نشست مشترک شهرداران و رئیسان شوراهای مراکز استان در محل شهرداری تهران برگزار شد.در مجموع بحث های مفیدی در کمسیون های شهرداران و شوراها مطرح گردی ؛اگرچه غالبا تکراری بود.

  در صحبت های شوراها و شهرداران و حتی در سخنرانی آقای مهندس چمران و آقای دکتر حداد عادل نکات جدیدی نبود.اما آقای دکتر قالیباف مطالبی را بیان کرد که معمولا مسئولین کمتر به آن می پردازند.لابد به همین دلیل هم با استقبال حضار رو به رو شد و همراه با صلوات های معمول بعد از هر سخنرانی با کف مرتب حضار(!) مورد تشویق قرار گرفت .ایشان در موضوع چالش ها و تنگنا های شهرداری های کشورمسائلی چون کمبود اعتبار و قیر و سیمان و مشکل حمل و نقل و ترافیک را چالش های اساسی ندانست و گفت به نظر من چالش اصلی این است که چرا این مسائل سال ها وجود دارد؟ ، چرا مشکل ترافیک بیست سال است که حل نشده است ؟ ، چرا همیشه گفتیم دولت باید کوچک شود لکن به قول آقای دکتر حداد حتی همین دولت نیز روز به روز بزرگ تر می شود ؟ ، چرا مشکل اعتیاد و اشتغال جوانان باید به ا ندازة عمر یک نسل باقی بماند؟

مشکل کجاست؟ ایشان مشکل کشور را ساختار اجرایی معیوب و نوع نگاه به مشکلات دانست.

که می بایست اصلاح شود و همچنین :

1- روشن نبودن جایگاه شورا ها و شهرداری ها در کشور

                           2- تغییر متدُلوژی نظام برنامه ریزی و توسعه شهری

                           3- ایجاد مدیریت واحد شهری

را به عنوان سه چالش اصلی شهرداری های کشور نام برد.

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 23:25  توسط عباس دعاگوئی | 

   حتما با کاریکلماتور آشنا هستید ، کاریکلماتور عبارت یا جملاتی است که به صورت موجز به بیان مطلبی عمدتا در قالب طنز  و بعضاً جد می پردازد ، نکته ای را بیان می کند کنایه ای می زند و به نیش و نوش می پردازد...

   بر همین سیاق جملاتی را سر هم بندی کردم که تقدیم می شود از نظرات اصلاحی شما بسیار سپاس گزارم.

در وصف کتاب و قلم:

1- واژه ها از لای کتابی که سر و ته گرفته شده بود آویزان بودند !

2- کتاب گران قیمت مانند مؤلفش در قفسه کتاب به دیگران فخر می فروخت !

3- هنر بعضی قلم ها سیاه کردن کاغذ سفید است !

4- نوشتن رمان های بازاری مثل پول درآوردن اینترنتی است !

5- بعضی ها سی سال یک کتاب می نویسند و برخی یک سال سی کتاب !

6- از بس قلمش اعتبار داشت سعی می کرد مطالبش را با نام مستعار چاپ کند !

7- کتابی که جلدش کنده شده بود سعی می کرد یک جوری خودش را بپوشاند !

8- کسی که برای ملت قلم می زند مثل کسی است که برای خدا قدم می زند !

9- هر چقدر کتاب قطورتر باشد نویسنده اش بیشتر احساس چاقی می کند !

10 مهارت قلم بعضی ها در رنجاندن دیگران است !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 21:35  توسط عباس دعاگوئی | 

 

به نظرم آمد که چند ملاحظه را در نوشتارهای وبلاگ داشته باشم:

  اول: انسانی که حداقل 30 سال توی کار سیاست است و از 15 سالگی رساله امام خمینی ، کتاب - های شریعتی ، عکس برادران رضایی و آئین نامه آموزش سلاح چریک های فلسطینی را در زیر گندم های خانه شان قایم می کرده آیا می تواند سیاست را رها کند و فقط به کار و زندگی یا به شعر و ادب بپردازد؟پس یکی از صبغه های وبلاگ سیاسی اجتماعی است.

  دوم : خواسته و نخواسته داشتن دستی هر چند کوتاه در شعر و نثر و کتاب و مقاله می بایست به شکلی در وبلاگ نمودی داشته باشد.لذا نیم نگاهی به شعر و ادب خواهد بود و با درج کاریکلماتور آغاز می شود.

  سوم: کارمند وزارت کشور بودن و حضوری در استانداری و شهرداری کرمان داشتن می طلبد که گریزی به  کوچه پس کوچه های جاری امور داشته باشد که لااقل حقی ادا شده باشد!!

  چهارم : و بالاخره نام کاربری این وبلاگ "دعاگو"ست و مسمای من "دعاگوئی" و عنوان وبلاگ "مکنونات" و راز و نیاز بخشی از مکنونات دل است از این رو مایلم هم برای دل خودم و هم برای خیر دیگران چشمی نیز به نیایش و دعا داشته باشم.

اگرچه پرداختن به سایر موضوعات نیز – به قول علما- استبعادی ندارد!!!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 21:24  توسط عباس دعاگوئی | 

به نام خدای منتظران

 

در روز نیمه شعبان ، روز ولادت امام عصر(عج) وحسب حسن اتفاق ، وبلاگ "مکنونات" را به یاری خدای مهربان آغاز می کنم و از او می خواهم که با الهام از صاحب این روز ، این قلم جز در راه فلاح و صلاح خطی ننویسد  و آنچه را که در بضاعت ناچیز خود دارد در راه خدا و در منفعت خلق به کار گیرد ، امید که توفیق یابم و در این مختصر استمرار داشته باشم .

 

تا بعد...

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 15:53  توسط عباس دعاگوئی |